تبلیغات
خدارو دوست دارم - وعده

وعده

پادشاهى در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت سرباز پیرى را دید که با لباسى اندک در سرما نگهبانى مى‌داد.
از او پرسید: آیا سردت نیست؟
نگهبان پیر گفت: چرا اى پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم.
پادشاه گفت:....

من الان داخل قصر مى‌روم و مى‌گویم یکى از لباس‌هاى گرم مرا برایت بیاورند.
نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه به محض ورود به داخل قصر وعده‌اش را فراموش کرد.
صبح روز بعد جسد سرمازده پیرمرد را در حوالى قصر پیدا کردند، در حالى که در کنارش با خطى ناخوانا نوشته بود:
اى پادشاه من هر شب با همین لباس کم سرما را تحمل مى‌کردم اما وعده لباس گرم تو مرا از پاى درآورد!


نوشته شده توسط دریا دلارام در جمعه 14 آبان 1389 و ساعت 07:24 ب.ظ

نظرات()

نوشته های پیشین

+ داستان ما و خدا+ قصه عشق+ چند کلمه حرف حساب+ ای کاش+ روش شناخت شیطان!+ عید قربان است فردا و منم قربانی‌ات+ عـــشـــق هـرگـز نمی میرد ! ...+ ربان آبی+ عید امد+ نجار پیر+ بهترین کلمات+ عید قربان مبارک+ به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد+ به اعتقاد من پشتکار،صبر و مداومت بزرگترین عامل موفقیت است. واکفلر+ اصل موفقیت قورباغه ای

صفحات:

: منوی اصلی :

وبلاگ من
پست الكترونیك
تماس با من
[yahoo]

: نویسندگان :

دریا دلارام (189)

: آرشیو :

آبان 1389 (51)
مهر 1389 (23)
شهریور 1389 (40)
مرداد 1389 (51)
تیر 1389 (43)
خرداد 1389 (2)

: آرشیو موضوعی :

سلام (2)

: جستجو :

: خبرنامه :

: لینکستان :

راز جوانی
حجت الاسلام قرائتی
شهید اوینی
سایت مقام معظم رهبری
مردان بی ادعا
طب قرانی
انگلیسی خود را تقویت کنید
بزرگترین وبلاگ تفریحی دانشجویی کشور
فرشته ی من
مهدی (عج) تنها نیست
شریعت نبوی
:: سرباز امام زمان ::

: لینکدونی :

یاس مدینه (-)
* روان شناسی ** ** psychology * (-)
آرشیو لینکدونی

: نظر سنجی :

: آمار وبلاگ :

امروز:
بازدیدهای امروز:
بازدیدهای دیروز:
كل بازدیدها:
كل مطالب:
كل نظرات:
ایجاد صفحه: - ثانیه

: طراح قالب :


Sarbaze Imam Zaman